مکثی بر اندیشه های اقبال لاهوری
یک دوستی، چندی پیش، ابیاتی از کلیات علامه اقبال لاهوری را از من پرسید، با آنکه در مناطق ما تا هنوز برخورد خیلی سطحی و بسیط از اشعار و اندیشههای علامه اقبال لاهوری حاکم است و فقط اشعار حماسی در محافل سخنرانی و گردانندهگی رونق دارد؛ اصرار این دوست و جدیت که در آن سوال یافتم، مرا وا داشت تا مکثی بر «فلک عطارد» از منظومهی شعری جاویدنامه علامه اقبال داشته باشم. جاوید نامه علامه اقبال لاهوری به باور بسیاری از اقبال پژوهان، تراوش از مرحله پختگی فکری او به شمار میرود. «جاوید نامه عالی ترین نمونه شعر و فکر اقبال است» «ضرب کلیم، مقدمه، مترجم، عبدالحمید عرفانی» علامه اقبال، متولد ۹ نوامبر ۱۸۷۷ م در سیالکوت پاکستان است. لقب لاهوری نیز در نوشته های خودش به چشم نمیخورد. محمد بقایی ماکان، پژوهشگر اندیشههای اقبال، نقل میکند «وقتی من در سیالکوت او را لاهوری خواندم، عدهی اهل قلم آنجا بر من خورده گرفتند.» ظاهراً این لقب در بین اندیشمندان ایرانی و افغانستانی شهرت داشته و دارد. در اوایل نوجوانی، پدر علامه اقبال با تعالیم علوم عصری موافق نبود و تاکید وی بر تعلیم علوم اسلامی بود؛ ولی با اصرار میر حسین، استاد و دوست پدر علامه اقبال لاهوری تحصیل علوم عصری را اقبال ادامه داد در یک روایت از قول علامه اقبال آمده است روزی پدرم بمن گفت: تو باید در عوض درس خواندن، چیزی برایم هدیه بدهی؛ من با تعجب گفتم من چیزی ندارم و پدرم گفت: باید قول بدهی که به اسلام خدمت کنی. در بستر بیماری از پدرم پرسیدم آیا شما هدیهای تان را گرفتید؟ گفت من به تمام و کمال پاداشم را دریافت کردم. با آنکه سالهای زیادی است که با علامه اقبال محشور بوده ام و از آوان نوجوانی کلیات اشعار وی همیشه مهمان خانهی ما بوده، باز هم صحبت در مورد چنین شخصیت عالی مشکل است. اندیشمند جامع الاطراف مثل علامه اقبال را ما در قرن بیستم -حد اقل- کم داریم. در یک بررسی از طرف یونیسف آمده است که تا هنوز بیش از ۱۸ هزار کتاب و مقاله در مورد اقبال نوشته شده است. علامه اقبال در حوزههای مختلف سخن گفته است، طوریکه ما در مورد شخصیت او با اقبال سیاست گذار، قانون گذار، فیلسوف، مصلح، حقوقدان، شاعر، صوفی، فقیهی و اقتصاددان و… روبرو هستیم. شعر اقبال نیز دیگر آن شعر قدیم نیست در شعر او سیاست، فلسفه، خواجه، مزدور، آزادی، انقلاب، دهقان، عشق، دین و قرآن موج میزند. شعر سیال و چند وجهی مانند اشعار او را نه تنها در زبان فارسی، بلکه در هیچ ادب دنیا نمی توانیم پیدا کنیم. و دیگر اینکه مسافرت های علامه اقبال لاهوری تنها سیر و سیاحت نبودند؛ در هر سفر تفکر عمیق به گذشتهی زیستهی خودش داشته و ما امروزه با یک رویکرد ثابت و نظریهی واحد در مورد علامه اقبال لاهوری روبرو نیستیم؛ بلکه هر سفر او تولد دوبارهی بود که بر پختگی و صلابت آرای وی شهادت میدهد. از طرفی، سر ماندگاری و طرفهبودن پیامهای علامه اقبال نیز در گرو همین شخصیت چند بعدی اوست، بقول شکسپیر « کاریکه اساسی است و پایدار است، زمانه نمیتواند آن را در انبان فراموشی بیندازد» و یا علامه سلجوقی در نقد بیدل میگفت: « هر عالم و فیلسوف که امروزه در بین جوامع زنده است دارای دو پهلو بوده، پهلوی علم و فلسفه و پهلوی شعر وی، سر ماندگاری افلاطون، ارسطو، ابوعلیسینا، کانت، داروین و اینشتین را همین ظرفیت دوگانه میداند.» «نقد بیدل، سلجوقی، صص۱۲۶-۱۲۷» علامه اقبال لاهوری نیز جانب ادبی وی، پیام او را در بین مسلماننان تا هنوز بکر و تازه نگاهداشته است. با آنکه علامه اقبال لاهوری نمیتوانست بخوبی فارسی صحبت کند، از ۱۵ هزار بیت، ۹ هزار آن را به فارسی سروده است؛ زیرا وی با نوشتن “سیر حکمت در ایران” عرفان موجود در شعر فارسی این حوزهی فکری بشر را بهترین ملاذ برای بیان اندیشههای فلسفی و اصلاحی خودش یافته بو. ظرافت های موجود در شعر فارسی توانست یک اندیشهی او را به زبانهای مختلف بیان کرده و رنگهای متنوع به او بدهد. جاوید نامه علامه اقبال لاهوری دارای ۱۹۵۸ بیت است که در سال ۱۹۳۲م منتشر شد. این منظومه، شباهت های زیادی به معراج نامههای که قبلاً در جوامع اسلامی نگاشته شده است دارد. اقبال در این منظومه، خودش را «زنده رود» میخواند و همراه مراد و مرشد خود مولانا -که راهنمای او در این سفر خیالی است- به دنیای دیگر میرود و با اندیشمندان، مشاهیر، شاعران و ارواح نیک و بد ملاقات میکند و در این گفت و شنودها، نظریات اجتماعی، سیاسی، عرفانی و فلسفی خود را بیان میدارد. از انقلاب و نوزایی، بیداری و عشق، علم و حکمت به وفور صحبت دارد، و از این میان، ۲۸۱ بیت را فلک عطارد احتوا کرده است که ترکیز این مقاله بر این ابیات خواهد بود. در این سفر روحی در اولین قدم علامه اقبال احوال فلک عطارد را از مولانا جویا میشود و مولانا این وادی را جایهبوط آدم از بهشت و مسکن اولیای چون بوسعید، فضیل، جنید و بایزید میگوید و از صدای اذان و نماز یاد میکند. نه تنها در اینجا، بلکه علامه اقبال لاهوری در مورد نماز نظریات فلسفی در ضرب کلیم و احیای فکر دینی در اسلام دارد، در ضرب کلیم میگوید: « آن سجده ای که تو آنرا گران میشماری؛ از هزار سجده انسان را نجات میدهد» «ضرب کلیم، مترجم، عبدالحمید عرفانی، ص۳۴ » در اینجا علامه اقبال لاهوری ضمناً اذعان میکند که آدم بیخدا، هزاران معبود دارد و آنکه یکی را سجده نمیکند، در پیشگاه هزاران موجود دیگر سجده کنان افتیده است. نظریه که بن مایه کتاب «تجلی خدا در آفاق و انفس» علامه سلجوقی را تشکیل میدهد. لبولباب نوشته سلجوقی بر محور همین نظریه میچرخد که انسان بیخدا به همه خدایی روی میآورد و انسان نمیتواند این غریزهی فطری دین را بکلی کنار بگذارد. اقبال در احیای فکر دینی در اسلام میگوید: « اندیشه باید برتر از خود رود و کمال خود را در وضعیت از نفس جستجو کند که دین آن را بنام صلات یا نیایش توصیف کرده است، صلات یکی از باز پسین کلماتی بود که بر زبان پیغمبر اسلام جاری شد» (احیای فکر دینی در
مکثی بر اندیشه های اقبال لاهوری بیشتر بخوانید »
