نویسنده: علامه قرضاوی رحمة الله تعالی علیه
تلخیص و برگردان به فارسی: بشیر احمد عالمیار
روزه عبادتی است که برای تزکیه نفس، احیاء وجدان انسان، تقویت ایمان و پرهیزگار ساختن انسان گرفته میشود. پس برای روزهدار واجب است تا روزه خود را از آنچه آن را خدشهدار یا از بین میبرد نگهدارد.
نگهداری حسهای شنیداری، بینایی و تمام اعضا از آنچه که خدا حرام کرده است و پاک نگهداشتن زبان از بیهودهگویی، دروغگویی و داد و فریاد زدن نیز از واجبات روزه و رمضان بوده و جواب زشتی را با زشتی ندادن بلکه پاسخ زیبا گفتن از آداب روزه داری است.
روزهدار روزه را باید سپری در مقابل گناه و پلیدیها و سپس برای دور شدن از عذاب خداوند بسازد. از همین جهت است که سلف صالح، روزهی پذیرفته شده را روزهی تعریف کردهاند که بههمراه خود درای از خورد، نوش، شهوت، همهی جسم انسان نیز روزهدار باشد و این همان چیزی است که در احادیث نبی علیه السلام توجه شده و شاگردان دانشگاه نبوت بدان تأکید ورزیدهاند.
عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مَنْ لَمْ یَدَعْ قَوْلَ الزُّورِ وَالْعَمَلَ بِهِ فَلَیْسَ لِلَّهِ حَاجَةٌ فِی أَنْ یَدَعَ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ». (بخاری:1903)
ترجمه: ابوهریره میگوید: رسولالله (ص) فرمود: «هرکس که دروغگویی و عمل به مقتضای آن را ترک نکند، خداوند نیازی ندارد که او خوردن و نوشیدن را ترک کند».
روی همین ملحوظ بود که صحابه رضی الله عنه و پیشوایان بزرگوار این امت میکوشیدند تا روزههای شان پالایندهی نفس و پاک کننده از گناهان ومعاصی باشد. عمر ابن خطاب رضی الله عنه میفرماید: روزه فقط به معنی خود درای از خورد و نوش نیست، بلکه به معنی خود داری از خورد، نوش، دروغ، بیهودهگویی و باطل است. از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که فرمود: وقتی روزه گرفتی پس گوش و چشم و زبانت را نیز نگهدار و از اذیت و آزار زیر دستت، دستبردار و آرامش و سنگینی خودت را حفظکن. حفصه بنت سیرین (که از جملهتابعین است) میگوید: روزه سپر است تا وقتی که صاحبش آن را از بین نبرد و از بین بردن آن غیبت است. میمون بن مهران میگوید: اندکترین روزه ترک خورد ونوش است! (همهی این اقوال در المحلی امام ابن حزم آندلسی ذکر شدهاست ۶ / ۴۷۵، ۴۷۶).
برای همین است که بعضی از پیشوایان دین گفتهاند: گناه شکنندهی روزه است. پسکسی که مرتکب حرام با زبانشمیشود؛ مثل غیبت، سخنچینی، دروغ و یا به حرام گوش میسپارد؛ مانند فحش و ناسزا و دروغگویی، یا با چشمش به سویی حرام نظر میکند؛ مانند دیدن به زیباییهای زن بیگانه یا بادستش حرام را مرتکب میشود؛ مانند اذیت و آزار انسان، حیوان، یا مال کسی را به حرام میخورد، یا با پاهایش حرام مرتکب میشود؛ مانند رفتن بهطرف گناه و معصیت و ارتکاب سایر انواع حرامها، مانند شخص روزهخوار است. زبان، چشم، دست و پا باعث افطار میشود، چنانکه خورد و نوش و شهوت باعث افطار میگردد.
از همین جهت است که بعضی از سلف (نظر به ظاهر نصوص) گفتهاند: گناهان همهگی باعث افطار میگردند و کسی که مرتکب گناه شود بالای او قضاء روزه لازم است و این مذهب امام اوزاعی درستترین قول مذهب ظاهری است. اما جمهور دانشمندان معصیت را باطل کنندهی روزه نمیدانند؛ گرچه که گناه بر روزه خدشه وارد میکند و مطابق وزن گناه از اجر میکاهد؛ زیرا کسی از گناه در امان نیست (مگر آنکه خداوند نگهش دارد) مخصوصاً گناه زبان چنانکه امام احمد گفتهاست: اگر غیبت از شکنندههای روزه بود، برای ما روزهی باقی نمیماند. این جمع علما بدین نکته تأکید نمودهاند که گناهان روزه را باطل نمیکند مگر باعث کم رنگ شدن اجر و ضایع شدن پاداش آن میگردد. حقیقت همین است که این خسران – کم شدن اجر – برای کسانیکه خرد در سر دارند امر کم ارزشی نیست و بدان مبادرت نمیورزند مگر احمق؛ گرسنگی و تنشهگی را تحمل کنی و نفس را از شهوات نگهداری و در اخیر درجهی نیکیهایت صفر باشد مگر این کار عاقلانه است؟
علامه بیضاوی میگوید: مقصود شرع مبارک از روزه محض گرسنهگی وتشنهگی نیست، بلکه پایان دادن تمایلات نفسانی و تغییر نفسهای اماره به نفس مطمئنه میباشد. پس کسی که بدین هدف خودش را نرساند روزهاش مورد توجه خداوند قرار نمیگیرد.
روزهی رمضان فرصت ویژهی برای زدودن آثار گناه است که در یازده ماه گذشتهی سال انجام شدهاست. پس کسی که رزوهی این ماه را بهشکل درست و کامل انجام دهد شایستهی این است که در ختم این ماه مورد مغفرت خداوند قرار گیرد و از هر نوع پلیدیها پاک گردد. خصوصاً گناهان کوچکی که در صبح و شام همدم انسان است و آدم آنها را کوچک میپندارد و نمیداند که ممکن فراوانی همین گناهان کوچک باعث هلاکتش گردد. کسی که روزهاش را با گناهان شنیداری و دیداری و سایر جوارح آلوده کند، این فرصت استثنائی برای پاک شدن را از دست داده است و مستحق مغفرت موعود نمیگرد.
